دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
377
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
مبحث چهارم : دربارهء حكم عضوى كه به قصاص بريده و از بدن جدا شده ، ظاهر اين است كه پيوند آن در بدن خودش - قصاصشونده - جايز نمىباشد ؛ چه شيخ طوسى به اسناد خود از اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السّلام به نقل از پدرش امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : مردى مقدارى از گوش شخص ديگر را بريد ، به امام على عليه السّلام مراجعه شد و حكم قصاص به اجرا درآمد . قصاصشونده قطعهء گوش بريدهاش را گرفت و خونآلود آن را به گوشش چسباند و به تدريج به هم آمد و بهبود يافت . قصاصكننده بار ديگر به امام على عليه السّلام شكايت برد و حكم قصاص به اجرا درآمد . پس امام عليه السّلام دستور داد قطعهء بريده شده را زير خاك پنهان كنند . امام باقر عليه السّلام فرمود : « همانا قصاص به جهت عيب و نقصى است كه بر شخص وارد شده است » « 1 » ( همان گونه كه قصاصكننده معيوب شده ، قصاصشونده نيز بايد - پس از قصاص - معيوب بماند ) . بلكه فقها با استدلال به اين روايت گفتهاند : وصل ( و پيوند ) عضو قطع شده از جانى - در قصاص - به كسى كه بر او جنايت شده ، جايز نيست و اگر اين كار را كند بايد آن عضو را بريد . در شرائع آمده است : « اگر گوش انسانى قطع شود و حكم قصاص اجرا شود ، سپس كسى كه بر او جنايت شده ، قطعهء بريده شده را به خود بچسباند ( و پيوند زند ) جانى حق دارد آن را جدا كند تا مماثلت و همانندى تحقق يابد » . صاحب جواهر پس از نقل اين عبارت مىگويد : ( دليل اين سخن محقق ) شين ( عيب و نقص ) است كه از روايت حسن يا موثق اسحاق بن عمار استفاده مىشود و آنگاه روايت را نقل مىكند . در التنقيح آمده است : « در جداسازى آن ، حكم به خلاف وجود ندارد » ؛ و شيخ طوسى مىگويد : « اصحاب ما روايت كردهاند كه آن عضو جدا مىشود و علت آن را ذكر نكردهاند » . « 2 »
--> ( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 279 . ( 2 ) . ر . ك : جواهر الكلام ، ج 42 ، ص 365 - 366 .